كتاب الله تبارك وتعالى ( مترجم : شاه ولى الله محدث دهلوى / تفسير : ملا حسين واعظ الكاشفى )
773
القرآن الكريم ( قرآن كريم مع تفسير حسيني ) ( فارسى )
يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اى آن كسانى كه گرويدهايد لا تَتَّبِعُوا پيروى مكنيد خُطُواتِ الشَّيْطانِ گامهاى ابليس يعنى راههاى او را به معصيت يا وسواسهاى او را در قذف عايشه رض وَ مَنْ يَتَّبِعْ خُطُواتِ الشَّيْطانِ و هر كه بر پى وى رود و آثار او را متابعت كند فَإِنَّهُ يَأْمُرُ پس به درستى كه مىفرمايد ديو آن كس را بِالْفَحْشاءِ بكارى كه زشت باشد در عرف و عقل وَ الْمُنْكَرِ و بعملى كه ناپسنديده است در حكم شرع وَ لَوْ لا فَضْلُ اللَّهِ و اگر نه كرم الهى بودى عَلَيْكُمْ بر شما بتوفيق توبه يا تعيين حد كه كفارت گناه است وَ رَحْمَتُهُ و بخشايش او بتطهير شما ما زَكى مِنْكُمْ پاك نهگشتى از شما مِنْ أَحَدٍ هيچ يكى أَبَداً تا آخر دهر از دنس اين عيبجوئى و بدگوئى وَ لكِنَّ اللَّهَ يُزَكِّي و ليكن خداى پاك مىسازد بقول توبه مَنْ يَشاءُ هرك را خواهد وَ اللَّهُ سَمِيعٌ و خداى تعالى شنوا است بمقالات مردمان عَلِيمٌ دانا به نيتهاى ايشان گويند كه صديق رض سوگند خورده بود كه بر پسر خاله خود يعنى مسطح كه يكى از متكلمان به افك او بوده نفقه نكند و مطلقا با او نيكوئى ننمايد حق تعالى آيت فرستاد وَ لا يَأْتَلِ و بايد كه سوگند نخورند أُولُوا الْفَضْلِ خداوندان فضل در دين مِنْكُمْ از شما وَ السَّعَةِ و خداوند دستگاه و توانائى و فراخى در مال مراد ابو بكر صديق رض حق سبحانه فرمود كه چنان بايد كه چنين مردم سوگند نخورند أَنْ يُؤْتُوا بر آنكه ندهند نفقه أُولِي الْقُرْبى خويشاوندان را وَ الْمَساكِينَ و درويشان و محتاجان را وَ الْمُهاجِرِينَ فِي سَبِيلِ اللَّهِ و مهاجران را در راه خداى تعالى و مسطح هم خويش است هم مسكين و هم مهاجر وَ لْيَعْفُوا و بايد كه عفو كنند جريمه را كه از ايشان صادر شده وَ لْيَصْفَحُوا و روى بگردانند از انتقام ، و اغماض فرمايند أَ لا تُحِبُّونَ آيا دوست نمىداريد أَنْ يَغْفِرَ اللَّهُ لَكُمْ آن را كه بيامرزد خداى تعالى شما را پس شما نيز از گناه ديگران درگذريد وَ اللَّهُ غَفُورٌ و خداوند تعالى آمرزنده است با كمال قدرت بر انتقام رَحِيمٌ مهربان بر اصحاب جرايم و آثام شما نيز متخلق باخلاق وى شويد علماء ازين آيت استدلال بر فضل حضرت صديق رض كردهاند صاحب احقاف فرموده و به يحتجّ ان الفضل المطلق له و حكيم سنائى قدس سره درين باب فرموده نظم بود چندان كرامت فضلش * كه اولو الفضل خواند ذو الفضلش صورت و سيرتش همه جان بود * زان ز چشم عوام پنهان بود روز و شب سال و ماه در همه كار * ثانى اثنين اذ هما فى الغار .